از امروز

    گزارشی از امروز، دیروز، شاید هم فردا

    Browsing Posts in در گذر تاريخ

    در چنین ایامی، یک هفته یه نوروز مانده، گشتاسپ، شاه كياني، به دین زرتشت گرويد.
    زرتشت پس از اینکه از سرزمین خود در شمال تبعید می شود، راهی مجنوب شده و سر انجام به قلمرو پادشاهی گشتاسپ که شامل بخشهای مرکزی ایران امروز و سیستان و به پایتختی زابل بود، می رسد. وی به کاخ شاه می رود و از آیین خود می گوید و از او می خواهد تا به دین اهورایی وی در آید. گشتاسپ به وزیر خود جاماسپ امر می کند تا به عقاید زرتشت رسیدگی کند. جاماسپ خود فریفته اصول اخلاقی و آیین ساده و اصول استوار پیامبر شده و نظر موافق خود را ابراز می کند. به روایاتی پس از قریب به دوسال (در بعضی منابع سی سال) گشتاسب نیز دین تازه را می پذیرد. فرشوشتر برادر جاماسپ نیز دین تازه را قبول می کند و بدین ترتیب دین زرتشت در ایران زمین رسمیت پیدا می کند. مورخان زمان آن را سال 725 پيش از ميلاد نوشته اند كه نمي تواند چندان دقيق باشد.

    Christopher Columbus

    آیا می دانید کریستف کلمب (Christopher Columbus) چه خدمت شایانی به عالم بشریت کرده است؟

    شاید خیلی ها ندانند که کریستف کلمب در سال 1492 پس از جزایر آنتیل و باهاما به خاک کوبا قدم گذاشت که البته در ابتدا تصور کرد که آن سرزمین جایی نیست جز ژاپن، اما با دیدن بومیان آنجا و رنگ پوستشان به اشتباه خود پی برد.

    کریستف کلمب در مدت زمان حضور خود در این جزیره متوجه گیاهانی شد که بومیان از محصولات آنها استفاده می کردند، وی در بازگشت به اسپانیا بذر چندین نوع از این گیاهان را بهمراه خود به آنجا برد و خیلی سریع سه گونه از این گیاهان در سراسر دنیا پخش شد و امروزه همه ما مصرف کننده حداقل دو محصول بسیار ارزشمند آنان هستیم و سومی هم …

    سیب زمینی، گوجه فرنگی و توتون سه گیاه اهدایی کریستف کلمب به ما است.

    البته بعضی نیز معتقدند که سیب زمینی و گوجه فرنگی از سرزمین های جنوبی تر آمریکا و حاشیه کوههای آند در سالهای حدود 1560 به نقاط دیگر دنیا برده شده است.

    ساعت نه و پانزده دقيقه روز ششم آگوست سال 1945 به وقت ژاپن (پنجم آگوست به وقت آمريكا) يك بمب افكن (B-29) نيروی هوايي آمريكا نخستين بمب اتمي را بر شهر هيروشيما در ژاپن فرو افكند و در کثری از ثانيه بيش از شصت هزارنفر انسان بيگناه كشته و در حدود 120 هزار نفر ديگر زخمي شدند، كه بسياري از مجروحين نيزدر روزهای آتي جان سپردند.
    بمب بکار رفته که از uranium 235 برای ساخت آن استفاده شده بود، سه متر و بيست سانتيمتر طول و 74 سانتيمتر قطر داشت، وزن آن 4400 کيلوگرم و معادل 20 هزار تن TNT قدرت انفجار داشت. بر روی اين بمب نام پسر کوچک (Little Boy) گذاشته بودند. خلبان هواپيمای حامل بمب سرهنگ پل تيبتز (Paul w.Tibets) بود كه نام مادرش انولا گي (Enola Gay) را روي بدنه هواپيما نوشته بودند. پس از انفجار بمب، برقي خيره كننده جهيد و متعاقب آن ابر سياه ناشي از سوختن و ذوب شدن آن چه كه در زمين بود به آسمان بلند شد و در ارتفاع 300 متر قارچ سفيد رنگي از اين ابر برخاست كه تا ارتفاع هفت كيلومتري زمين بالا رفت. اين بمب در روي زمين به مساحت چهار مايل مربع همه چيز را نابود كرده بود. جمعيت هيروشيما پيش از حمله اتمي 345 هزار تن بود.
    دومين بمب اتمي هم سه روز بعد در گوشه اي از شهر ناکازاگي فرود آمد و دهها هزار انسان ديگر را به کشتن داد. اين بمب اتمي حاوي فقط شش کيلوگرم پلوتونيوم بود. با انتجار اين بمب امپراطور ژاپن پايان چنگ را سویاين کشور اعلام کرد.

    هاني شافت (Hannie-Johanna Jannetje Schaft) در شانزدهم سپتامبر 1920 در شهر هارلم (Haarlem) هلند به دنيا آمد. والدين وی معلماني بودند با گرايشاتي سوسياليستي که هميشه در خانه آنها صحبت ها در حول مسائل سياسي مي چرخيد. هاني خواهر بزرگتری نيز داشت که در سن دوازده سالگي بر اثر ديفتری درگذشت.
    هاني پس از اتمام دبيرستان در دانشگاه آمستردام در رشته حقوق تحصيلات دانشگاهي خود را آغاز کرد. در سال 1940 با حمله آلمان به خاک هلند، وی و همکلاسي هايش به نيروهای مقاومت پيوستند. در اين دوره وی و دوستانش تلاش گسترده ای برای مخفي کردن يهوديان و ساير فراريان و تهيه گذرنامه برای آنان کرد.
    در زمان اشغال کليه دانشجويان بايد وفاداری خود را به نيروهاي آلمان ابراز ميداشتند و پس از فارغ التحصيلي برای آنها کار ميکردند. با امتناع هاني از امضای برگه همکاری با نيروهای رايش سوم، از ادامه تحصيل وی جلوگیری شد و به هارلم بازگشت.
    وی در هالم به عضويت يک گروه مقاومت محلي به نام RVV درآمد و به انجام عمليات خرابکارانه عليه نيروهای آلمان مشغول شد. وی در کنار اين عمليات متهورانه، روزنامه های زيرزميني، اطلاعات محرمانه و حتي اسلحه را با دوچرخه خود حمل و توزيع ميکرد. در ماه نوامبر 1943 هاني به همراه دو تن از دوستانش Jan Bonekamp و Jan Brasser تصميم گرفتند که نيروگاه برق Velzen Noord را از کار بياندازند. يکي از شاهدان اين ماجرا به نيروهای امنيتي آلمان گزارش داد که دختری با موهای قرمز در اين عمليات دست داشته است. از آن پس نيروهاي آلمان به دنبال دختری با موهای قرمز بودند. هاني هم برای آنکه شناسايي نشود مدام رنگ موهای خود را تغيير ميداد.

    در 21 جون 1944 هاني و Jan Bonekamp در برنامه ای برای ترور رئيس پليس با نيروهای آلماني درگير شدند و هاني موفق شد از صحنه بگريزد اما ژان زخمي شد و به دست نيروهای آلماني افتاد. وی بر اثر جراحات وارده در بيمارستان درگذشت اما از شواهد چنين بر مي آيد که پيش از مرگ مشخصات هاني را به ماموران داده بود. فردای آنروز والدين هاني بازداشت شده و به مدت نه ماه در بازداشت نگه داشته شدند تا شايد هاني خود را تسليم کند.

    ژان و هاني عاشق يکديگر بودند، پس از مرگ ژان و بازداشت والدينش، هاني دچار ناراحتي های روحی شد و مدتي طول کشيد تا دوباره به فعايت های خود ادامه دهد. وي با نام مستعار Johanna Elderkamp همچنان به مبارزه ادامه داد و حتي يکبار نيز در اثر اصابت گلوله از ناحيه پا زخمي شد.
    در 21 مارچ 1945 در حاليکه در حال انتقال روزنامه اي زيرزميني به IJmuiden بود تحت بازرسي قرار گرفت و ماموران روزنامه ها و اسلحه نه ميليمتری وي را پيدا کردند. ماموری در اداره حدس زد که او همان “دختری با موهای قرمز” است. ماموران موهای او را بارها و بارها شستند تا رنگ طبيعي موی او نمايان شد. بلافاصله او را به آمستردام منتقل کرده و تحت بازجويي و شکنجه قرار دادند. او زير بازجويي ها مقاومت بي نظيری از خود نشان داد و در نهايت او را به اعدام محکوم کردند.
    درست دو هفته پيش از عقب نشيني آلمان و آزاد شدن هلند و شش هفته پيش از پايان نهايي جنگ جهاني دوم، در روز هفدهم اپريل 1945 وی را از سلولش خارج کرده و او را به محلي به نام Dunes که صدها تن از افراد نيروهای مقاومت را در آنجا کشته بودند، بردند. افسري آلماني با گلوله سلاح کمری به سر وي شليک کرد اما تيرش به خطا رفت، بلافاصله افسری ديگر با مسلسل وی را به رگبار بست و کشت.
    پس از پايان جنگ در همين محل ملکه هلند هاني را مظهر مقاومت مردم هلند ناميد و در 27 نوامبر جنازه وی و ساير اعضای نهضت مقاومت به محلي ديگر منتقل شد.
    همه ساله در آخرين يکشنبه ماه نوامبر مراسم گراميداشت هاني در هلند برگزار ميشود و حتي مجسمه وی در مرکز شهر هارلم ساخته شده و در اکثر شهرهای هلند خياباني به نام وی نامگذاری شده است.

    ترجمه از مطالب چند سايت اينترنتي مختلف

    eXTReMe Tracker
    Powered by WordPress Web Design by SRS Solutions © 2003 از امروز Design by SRS Solutions