یکی از دلایل کاهش ۲۰ درصدی سطح زيركشت پنبه استان گلستان در ساليان اخير و بخصوص در سال 82 عدم كارآيی سموم داخلی است كه نتوانست آفات پنبه را از بين ببرد. امسال در بعضی از نقاط استان گلستان پنبهكاران بين 5 تا 11 بار محصول غوزه پنبه را سمپاشی كردند، ولی نتيجهيی از تلاش خود نگرفتند.
از سویی دیگر چند سال است كه در استان گلستان كشت تازهيی موسوم به «گلزا» با اقبال مواجه شده است. گسترش كشت «گلزا» به جهت حمايتهای خاص دولت و حتی امكان كشت دوم «گلزا» پس از برداشت محصول اول، مهر نابودی بر كشت طلای سفيد دراستان گلستان زده است! دلايل عمده تقليل تدريجی سطح كشت پنبه در مازندران پايين بودن بهای «وش» پنبه نسبت به ديگر محصولات كشاورزی از جلمه «گلزا» است.
كشت پنبه در دشت گرگان از اواسط عصر قاجار با بذری موسم به «آيلند» رواج يافت. در دوران اميركبير مقدار بيشتری از اين نوع بذر خريداری و در بين كشتكاران پنبه به صورت رايگان توزيع شد. اميركبير با اين اقدام میخواست جلوی واردات پارچه و بخصوص فاستونی را كه از انگلستان وارد ايران میشد بگيرد تا كارخانههای ايرانی خود پارچه توليد كنند و مردم ايران از حاصل دسترنج خود بهره گيرند. سال 1305 شركت مختلط روس و ايران موسوم به «پرسخلو» به توسعه كشت پنبه در گرمسار و دشت گرگان اقدام كرد. اين شركت با همكاری دولت ايران چند كارخانه پنبه پاككنی در مناطق پنبهخيز به راه انداخت و در نتيجه كشت طلای سفيد در كشور رونق گرفت و ساليان متمادی كشور ما به علت توليد سالانه بالای رقم 225 هزار تن مقامهای پنجم الی هفتم توليد جهان را در دست داشت. اما متاسفانه در چند سال اخير سطح زير كشت پنبه سير قهقرايی يافت و بيش از پانصد هزار نفر از كشتكاران پنبه در دشت گرگان از توليد پنبه انصراف دادند و به كشت دانههای روغنی نظير «گلزا» روی آوردند و زنگ خطر را برای كارخانههای پارچهبافی و کارگران آنها به صدا درآورده اند.