از امروز

    گزارشی از امروز، دیروز، شاید هم فردا

    Browsing Posts published in November, 2004

    در خبرها آمده است:
    “احداث سد آي دوقموش (آيدوغموش) در شهرستان ميانه باعث مي‌شود يكي از تپه‌هاي مهم مربوط به محوطه استقراري مادها به نام تپه كلا در معرض غرق شدن قرار گيرد. پژوهش‌ها به منظور شناسايي تپه‌ نشان از بقاياي معماري هزاره اول تا دوره اسلامي مي‌دهد…
    اداره آب منطقه‌اي استان آذربايجان شرقي بدون در نظر گرفتن قدمت تاريخي شهرستان ميانه اقدام به احداث سد در اين منطقه كرده است كه طي آن بخش بسيار مهمي از تپه‌هاي تاريخي منطقه در خطر قرار گرفته است. در اثر احداث اين سد كه بدون استعلام با ميراث فرهنگي استان ساخته شده، تپه كلا، يكي از محوطه‌هاي استقراري مادها به زير آب مي‌رود.
    محمد رحمت‌پور، باستان‌شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي و مسئول پژوهش در ميانه با اعلام اين خبر گفت: مسئولان سد آي دو قموش بدون استعلام از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي اقدام به احداث اين سد كرده‌اند آنها هنگامي ميراث فرهنگي را در جريان كارهاي خود قرار داده‌اند كه تقريبا كار سد تمام شده و زمان آبگيري آن فرا رسيده بود…”

    قسمت جالب اين خبر اينست که مسئولان محترم ميراث فرهنگي تا بحال متوجه ساخت سد آيدوغموش نشده بودند، و حتما ميدانيد که چنين طرح هايي از زمان شروع طراحي اوليه تا زمان آبگيري سالها بطول مي انجامد.
    اين سد بنابه مطلب مندرج در روزنامه شرق شماره ۱۴۹ مورخ پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۲ در آن تاريخ در حال آبگيری بوده است! همچنين در روزنامه همشهری شماره‌ 2120‏‎ مورخ 28‏‎ ارديبهشت‌ 1379 آمده است: “از ميان سدهای مذکور سدهای آيدوغموش و … تا پايان برنامه سوم توسعه به بهره برداری ميرسند…”
    چطور طرحي به اين بزرگي در طول بيش از پنج سال توجه مسئولان ميراث فرهنگي را به خود جلب نکرده بود! شايد روزنامه همشهری سال 1379 بدستشان نرسيده بود. اگر همان تپه مورد اشاره کاملا حفاری ميشد و حتي ذره ذره خاکش را هم به جايي ديگر حمل ميکردند باز هم متوجه نمي شدند؟ پژوهشكده باستان‌شناسي استان که پس از شنيدن خبر به منطقه اعزام شده، نبايد در جريان اينگونه طرح های عظيم و ملي باشد؟ آيا بايد منتظر باشند تا کتبا به آنها اطلاع داده شود؟ چگونه است که اين حقير از دهه هفتاد در جريان اين طرح بودم اما…
    احتمالا بايد ليستي از پروژه ه ای ملي تهيه کرد و به ميراث فرهنگي داد، چون با توجه به عدم هماهنگي ارگانها با يکديگر و در دسترس نبودن روزنامه و ساير سيستم های رسانه ای برای اين عزيزان، اقدامي ضروريست.

    مطلبي در سايت خبرگزاری ايسنا ديدم که برای من سيويلي (عمران – آب) خيلي قابل توجه بود. مصاحبه اي است در مورد تکنيک های مهندسي بکار رفته در سازه آثار باستاني دشت بيستون در حاشيه رودخانه گاماسياب. سالها قبل که برای ديدن تخت جمشيد رفته بودم عکس های زيادی از نوع اتصالات بکار رفته در سنگ گرفتم، برای من جالب بود که با فلز چقدر هنرمندانه سنگ ها را به هم اتصال داده بودند و يا در آن زمان سيستم دفع فاضلاب بسيار پيشرفته ای در آن تعبيه کرده بودند. حيف که هيچکدام از آن عکس ها فعلا در دسترسم نيست.
    در مورد رودخانه گاماسياب هم اضافه کنم که حدود سالهای 72-73 هم چندين عکس از اين رودخانه زيبا و حاشيه آن گرفتم که آنها هم در نوع خود ديدني هستند. عازم ماموريتي بوديم و در جاده خاکي بين نهاوند و نورآباد دلفان با همکاران ساعتي توقف کرديم و از يکي از زيباترين مناظر طبيعت لذت برديم. سرشاخه اصلي رودخانه از دل زمين و از بستری شني سنگي ميجوشد و در فاصله چند متری از اين چشمه بزرگ، رودخانه اي عظيم تشکيل مي شود؛ غارهاي تاريک و زيبايی هم در دل کوه مشرف به آن است که البته از فضولات دام ها انباشته شده است. و نيز نبايد از منظره ناهمگون تاسيسات آبي جهاد که آسيب بزرگي به آن طبيعت بينظير وارد کرده، غافل بود. اين عکس ها هم متاسفانه در حال حاضر چند هزار کيلومتر از من دور هستند، اينهم بماند برای بعد!

    مطلب ايسنا را بخوانيد:
    “كارشناسان در پنج رشته مختلف بررسي كردند كه چه فنون مهندسي را مي‌توان در دشت بيستون كشف كرد و اين پديده‌هاي مهندسي در عهد باستان بر چه علومي استوار بودند. دكتر عبدالعظيم اميرشاه‌كرمي ـ كارشناس ژيوفيزيك و سرپرست تيم مهندسي پايگاه ميراث فرهنگي بيستون ـ با بيان اين كه كارشناسان در موضوع‌هاي مهندسي سنگ، مهندسي آب، مهندسي پل، مهندسي صنعت و مهندسي مرمت در دشت بيستون تحقيقات گسترده‌اي را انجام داده‌اند، در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، به تشريح بررسي‌هاي انجام شده پرداخت.
    وي گفت: هخامنشيان و ساسانيان در زمينه‌ي مهندسي سنگ، آب و پل به اوج رسيده بودند. با توجه به اين كه بارندگي در نقاط مختلف ايران يكسان نيست،‌ ما از دوره باستان به انتقال و ذخيره‌ي آب نياز داشتيم و ضمن آن كه شناسايي مناطق قابل زندگي نيز به دليل تفاوت شرايط طبيعي در سرزمين ايران اهميت داشته است. او با اشاره به اين كه دو رودخانه در دشت بيستون جريان دارد،‌ اظهار داشت: كوه‌ها چهار طرف دشت را فرا گرفته‌اند و اين منطقه مانند حياط حفاظت شده‌اي است كه در ضلع غربي آن كوه بيستون قرار دارد كه در آن ديواره‌ي سنگي تقريبا بر زمين قايم است و اين مكان براي استخراج سنگ آهك (سنگ ساختماني) و حمل آن مناسب‌ترين محل است؛ فرهاد تراش به عنوان معدن سنگي مناسب در دامنه كوه بيستون به عرض حدود ‌٥٠٠ متر و طول حدود هفت كيلومتر معدن و كارگاه توليد سنگ ساختماني بوده است. از نوع سنگ‌هاي اين محل با ابعاد حدود دو تا دو و نيم متر، يك تا يك و نيم متر و ‌٨٠ سانتيمتر تا ‌٤٠/١ سانتيمتر با وزن بين ‌٥ تا ‌١٥ تن مي‌توان نتيجه گرفت كه ديوارها و قصرهاي بسيار عظيمي در اين منطقه ساخته مي‌شده است. حفر كانال به عرض حدود دو متر و عمق‌هاي يك و نيم تا دو متر در دامنه‌ي كوه‌ها و در دل سنگ‌ها نشان دهنده‌ي اهميت كنترل و مهار آب بوده است.
    وی پل خسرو بر روي رودخانه‌ي گاماسياب را يك پل شهري دانست كه كاربري سد ـ پل داشته است و ادامه داد: اين پل ‌١٠ دهانه دارد كه اندازه‌ي تمام پايه‌ها و دهانه‌ها يكسان است. پايه‌ها روي يك بستر با سنگ‌چين منظم و به صورت آئروديناميك ساخته شده‌اند. اين پل را با توجه به شباهت‌هايي كه به پل خواجوي اصفهان دارد، مي‌توان پدر پل خواجو دانست. اين سازه‌ي آبي به لحاظ داشتن حوضچه‌ي آرامش در پاي پل، بستر انرژي گير و شكل پايه‌ها، مهندسي آب و علم مهندسي سازه‌ي آبي به حد اعلا تصوير شده است.
    شاه‌كرمي درباره‌ي مهندسي مرمت در بيستون، توضيح داد:‌ در كتيبه‌ي بيستون فصول مختلف علمي، مهندسي و اخلاقي وجود دارد. حضور و نقش اطلاع رساني كتيبه، مهندسي انتخاب محل، نوع تراشيدن و فرم‌هاي هندسي كتيبه اعم از پيكره‌ها، نوشته‌ها و ماندگارسازي آن مورد توجه بوده است. تقريبا در ‌١٢ مورد مرمت در كتيبه وجود دارد كه همه مرمت‌ها با استفاده از يك قطعه هم‌جنس سنگ مادر و ميله‌هاي فلزي ساخته شده با يك آلياژ مخصوص انجام مي‌شود كه سنگ‌هاي وصله با ميله‌هاي فلزي به سنگ اصلي پيوسته مي‌شود. نوع آلياژ به گونه‌اي است كه علاوه بر بحث پيوستگي، شرايط آب و هوايي و تغييرات درجه حرارت در آن در نظر گرفته شده است. همچنين رويه‌ي سنگ با مواد پرداختي، تقريبا نفوذناپذير شده و روي كتيبه، ماندگارسازي انجام گرفته است.
    همچنين دشت بيستون منطقه‌ي زلزله‌خيزي است كه زلزله‌هاي مخرب آن را مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد؛ زلزله‌هاي ‌١٠٠ سال اخير كه بيش از شش ريشتر بودند، مانند زلزله‌ي سال‌هاي ‌١٩٥٧، ‌١٩٥٨ (دوبار)، ‌١٩٦٣ ميلادي و زلزله‌هاي مخرب پيش از سال ‌١٩٠٠ ميلادي كه پتانسيل زلزله‌خيزي منطقه را نشان مي‌دهند.”

    اين هفته يک مقدمه هم داريم، درست يکسال قبل اولين خبرهای آخر هفته را نوشتم. هدف من از نوشتن خبرهای آخر هفته ارائه اخبار جالبي بود که چندان در سايت های مختلف بازتابی نداشته اند، خبرها را سعي کرده ام خيلي کوتاه بنويسم، منابع را تا حد امکان ذکر کنم، اسامي لاتين را به هر دو زبان بنويسم، ترجمه ها خيلي خلاصه باشد، جهت گيری خاصي نداشته باشم و تمامي موضوعات را شامل باشد و رعايت تنوع خبر را کرده باشم.
    همه خبرها را در طول هفته جمع آوری ميکنم و در روزهای شنبه و يا يکشنبه ارسال ميکنم. تنها خبر آخر مربوط به ايران بوده و هميشه با ” و بالاخره اينکه” شروع شده است. سال گذشته که اين بخش را گشودم، پس از چند هفته متاسفانه زلزله بم رخ داد و بدليل اينکه تمامي فعاليتم را متمرکز بر روی جمع آوری کمک کرده بودم چند هفته اي ننوشتم. و مدتي که پيش از دات کام شدن، بلاگ اسکای از کار افتاده بود غيبتي در آخر هفته ها داشتم. چند باري هم مسافرت يا کسالت يا بي کامپيوتری مانع از نوشتن خبرهای آخر هفته شد بهمين دليل شماره تولد يکسالگي اين بخش بجای 52 شماره 41 است!

    گاهگاهي دوستان با کامنت يا ايميل نظر مثبت خود را نسبت به اين بخش اعلام داشته اند اما واقعا نميدانم تا چه حد ادامه اين بخش لازم است و آيا هنوز هم طراوت شماره های اوليه را دارد يا نه؟ آيا جشن شماره صدم را بگيريم يا اينکه همين الآن عطايش را به لقايش ببخشيم؟
    منتظر نظراتتان هستم و البته ميدانم که هنوز سرعت سيستم نظرخواهي بسيار پايين است، به بزرگي خود ببخشيد، هنوز راه حلي برای آن نيافته ام!

    ● موميايي توتان‌خامون كه در مقبره‌اي در شهر لوكسور در جنوب مصر قرار دارد، براي مرمت و كشف علت مرگ به قاهره منتقل نمي‌شود. ضاحي حواس، رئيس آثار باستاني مصر اعلام كرد كه به احترام مردم شهر لوكسور و احساسات آن‌ها تصميم گرفته است موميايي در مقبره‌اش باقي بماند. مسئولان قصد داشتند با انجام آزمايش اشعه ايكس روي اين موميايي هم ميزان نياز آن به مرمت را تعيين كنند و هم دليل مرگ اين فرعون را كه در 17 سالگي پس از 9 سال حكومت بر امپراتوري مصر جان باخته است مشخص كنند. (CHN)

    ● به سربازان در بلاروس توصيه شده است كه به اجراى حركات «باله» بپردازند تا تمركز ونظم شان بالاتر برود. به گفته سران ارتش بلاروس، سربازان اين كشور بايد اضافه بر باله در برنامه هاى موسيقى سنتى بلاروس وحركات موزون آن نيز شركت جويند تابهترين بازدهى را داشته باشند. به اعتقاد آنها تمركز و دقتى كه از اين طريق و پرداختن به باله بوجود مى آيد، براى توفيق ارتشى ها در تمام زمينه ها الزامى است.

    ● انگليس‎ با توليد 400 ميـليـون تـن زباله‎ در سال‎ , همچنان‎‎ بزرگتريـن تـوليـد كننده‎‎ زباله در اروپاست‎. به‎ گزارش‎ اسكاي‎ نيـوز، هـم‎ اكـنـون‎ انبوهي‎ از زباله‎‎ هاي‎ آلاينده محيط زيست‎ در انگـليـس‎ وجـود دارد كـه‎‎ از آن‎ جمـلــه، گورستان‎ يخچال‎ ها در منچستر است‎. گازهاي‎ به‎‎ كار رفته در اين‎ يخچال‎ ها از موادي‎ است‎ كه‎‎‎ بـه لايـه اوزون‎ آسيـب‎ مـي‎ رساند.

    ● محققان مي گويند ماده اي در شكلات وجود دارد كه با آن مي توان به درمان سرفه هاي متوالي بيماران پرداخت. ماده اي به نام تئوبرومين داخل كاكائو وجود دارد كه تاثير آن در درمان سرفه هاي متوالي ۳۰ درصد بيشتر از داروهاي كدئين دار است.مزيت استفاده از تئوبرومين اين است كه روي سيستم عصبي و عروق، اثر منفي ندارد و باعث خواب آلودگي بيمار نمي شود.(همشهری)

    ● ريكاردو اگريكولا (Riccardo Agricola) پزشك تيم فوتبال يوونتوس (Juventus) ايتاليا روز جمعه به اتهام تجويز داروهاي غيرمجاز براي بازيكنان اين تيم به 22 ماه زندان تعليقي محكوم شد. دادگاه آنتونيو ژيرودو (Antonio Giraudo) رئيس باشگاه را تبرئه كرد. زين الدين زيدان ، روبرتو باجو، ويالي و دل پيرو از جمله بازيكنان كنوني و سابق اين باشگاه بودند كه در جريان اين محاكمه شهادت دادند. شش سال پيش زدنك زمان (Zdenek Zeman) مربي وقت تيم رم و فعلي لچه، يوونتوس را به دوپينگ متهم كرده بود كه دادگاه براساس آن شكايت تشكيل شد.(Goal.com)

    ● برنامه موزه تاريخ طبيعي انگليس براي انتقال بزرگ‌ترين كلكسيون پروانه دنيا به انبار به منظور بازسازي ساختمان موزه وساخت بنايي از شيشه و فولاد با هزينه 65 ميليون پوند، با مخالفت روبه‌رو شده است. انتقال مجموعه موزه كنزينگتون جنوبي با 28 ميليون حشره كه برخي از بزرگ‌ترين طبيعي‌دانان و زيست‌شناسان انگليس از جمله چارلز داروين و لرد والتر روتشيلد آنها را جمع‌آوري كرده‌اند به يك انبار در جنوب لندن، اين واهمه را ايجاد كرده است كه اين مجموعه ديگر در يك جا جمع نشود و مورد آسيب حشرات موذي قرار بگيرد. (CHN)

    ● به صيد کنندگان ملخ در عربستان كه معتقدند اين جانور در درمان مرض قند (ديابت) مفيد است هشدار داده شد از خوردن اين حشره خودداري كنند زيرا ممكن است مسموم شوند. رئيس مركز ضد ملخ عربستان گزارش داد تمام ملخهايي كه از مرزهاي اين كشور مي گذرند سمپاشي خواهند شد.(جام جم)

    ● يك خانم در انگليس قادر است خرخركردن را از انسان ها دور كند. اين خانم 41 ساله با انجام يك ماساژ ويژه باعث مي شود كه افراد در هنگام خواب خرخر نكنند. وي ابتدا اين ماساژ را روي كودك نه ساله خود امتحان كرد كه نتايج آن رضايتبخش بود.
    او تاكنون 25 نفر را با همين شيوه از شر خرخركردن رهانيده است.(همشهری)

    ● آرتور هيلي (Arthur Hailey) نويسنده نامدار انگليسي كه يازده اثر داستاني او عنوان پرفروشترين كتاب را از آن خود كرد در سن 84 سالگي در شهر Lyford Cay باهاما درگذشت. او در حين خواب شبانگاهي درگذشت. پزشكان معتقدند خالق داستانهاي ترسناكي چون هتل و فرودگاه در خواب دچار سكته قلبي شده است. نويسنده توانمند انگليسي دو ماه پيش نيز دچار سكته قلبي شده بود.(Washington Post)

    ● و بالاخره اينکه 31 قطعه شی تاریخی متعلق به تمدن جیرفت با رای موافق دادگاه لندن به مالکیت قطعی ایران در مورد این اشیا، به موطن اصلی خود بازگردانده می شوند. به گفته مسئول بخش حقوقی سفارت ایران در لندن، یک کاسه سنگی متعلق به تمدن جیرفت که چندی پیش در حراج ساتبی برای فروش عرضه شده بود و با شکایت ایران فروش آن به حالت تعلیق درآمده بود، تا چند ساعت دیگر تحویل سفیر ایران در لندن خواهد شد. علاوه بر این کاسه سنگی که ارزش آن از سوی کارشناسان حراج کریستی بین 8 تا 12 هزار پوند تخمین زده شده، محموله‌ای حاوی 30 قطعه شی باستانی متعلق به جیرفت که در فرودگاه لندن توقیف شده است نیز طی دو تا سه هفته آینده تحویل ایران خواهد شد. مالک این محموله که از کویت ارسال شده است، رضایت داده که دادگاه این اشیا را به ايران تحویل دهد. (CHN)

    روزنامه اعتماد در مطلبي با عنوان ” دفاع‌ ايرانيان‌ از خليج‌ فارس‌” به قلم خانم آسيه‌ اميني‌ به حرکت ما وبلاگ نويسان اشاره کرده و مفصلا به شرح آن پرداخته است.

    “اين‌ روزها نام‌ خليج‌ فارس‌، خيلي‌ها را غيرتي‌ مي‌كند. حتي‌ آنها كه‌ تحمل‌ ناپذيرترين‌ چيزها را با شكيبايي‌، از نگاهشان‌ رد مي‌كنند،دربرابر نوشتن‌ نام‌ خليج‌ عربي‌ در هشتمين‌ كتاب‌ موسسه‌ غول‌پيكر نشنال‌ جغرافي‌، تحمل‌ را به‌ گوشه‌يي‌ پرت‌ مي‌كنند و به‌ دنبال‌ راهي‌ براي‌ اثبات‌ حقانيت‌ ميهن‌ ايراني‌شان‌ هستند.
    يكي‌ در دنياي‌ واقعي‌ و رسانه‌هاي‌ مكتوب‌ و غير مكتوب‌ مطلب‌ مي‌نويسد و مي‌خواند و آن‌ يكي‌ در سخنراني‌ و گفت‌وگوي‌ با تمدن‌ و بي‌تمدن‌، اشاره‌اش‌ را با مشت‌ يا مشت‌ پنهانش‌ را به‌ اشاره‌ نشان‌ مي‌دهد. اما در اين‌ ميان‌ جنگ‌ وبلاگ‌ نويسان‌ فارسي‌ زبان‌، جنگ‌ ديگري‌ است‌.
    اين‌ روزها گوگل‌ سرگيجه‌ گرفته‌ و هر سايتي‌ هر قدرهم‌ كه‌ در دنياي‌ مجازي‌ پت‌ و پهن‌ باشد، تلاش‌ مي‌كند به‌ گونه‌يي‌ با Persian Gulf كنار بيايد.

    اخطار
    وبلاگ‌ سرزمين‌ آفتاب‌ روز 23 آبان‌ نوشت‌:«شايد شنيده‌ باشيد كه‌ موسسه‌ جغرافيايي‌ ملي‌ امريكا در كتاب‌ اخير اطلس‌ خود )چاپ‌ هشتم‌( در كنار خليج‌ فارس‌ اسم‌ خليج‌ عربي‌ رو در پرانتز آورده‌.»
    سرزمين‌ آفتاب‌، فرمان‌ آتش‌!را از اينجا شروع‌ كرده‌ كه‌ پيشنهاد داده‌:«چه‌ كار مي‌توانيم‌ بكنيم‌؟خيلي‌ كارها. مي‌تونيم‌ اين‌ نامه‌ رو به‌ اين‌ آدرس‌ ايميل‌ بفرستيم‌.»
    ترجمه‌ بخشي‌ از نامه‌يي‌ كه‌ سرزمين‌ آفتاب‌ به‌ آن‌ لينك‌ داده‌ و به‌ زبان‌ انگليسي‌ است‌، چنين‌ است‌:« …. به‌ اعتقاد نگارنده‌، اين‌ اقدام‌ در نوع‌ خود يك‌ اقدام‌ بسيار مهم‌ و حساس‌ به‌ شمار مي‌آيد كه‌ موجب‌ ناراحتي‌ بسياري‌ از ايرانيان‌ در سراسر هستي‌ شده‌است‌.
    در واقع‌ اين‌ نام‌گذاري‌ در نتيجه‌ فقدان‌ انجمن‌هاي‌ حافظ‌ صيانت‌ از فرهنگ‌ و هويت‌ ما است‌.»
    خبر، مثل‌ آبي‌ كه‌ از يك‌ چشمه‌ بجوشد، به‌ راه‌ مي‌افتد.
    وبلاگ‌ «از امروز» مي‌نويسد: «امروز صبح‌ دوستي‌ خبرداد كه‌ شنيده‌اند، در چاپ‌ هشتم‌ كتاب‌ اطلس‌ جهان‌ )موسسه‌ نشنال‌ جئوگرافي‌( كه‌ در همين‌ چند روز اخير منتشر شده‌ خليج‌ فارس‌ را خليج‌ عربي‌ ناميده‌اند. در اينترنت‌ جست‌وجويي‌ كردند و متاسفانه‌ موفق‌ به‌ ديدن‌ آنلاين‌ صفحات‌ مربوط‌ نشدند. با مراجعه‌ اين‌ عزيزان‌ به‌ يكي‌ از شعب‌ كتابفروشي‌ Indigo در خيابان‌ يانگ‌ تورنتو در صفحه‌هاي‌ 73 و 75 مشاهده‌ كردند كه‌ در نقشه‌ بر روي‌ خليج‌ فارس‌ لغت‌ Persian و كمي‌ پايين‌تر از آن‌ در داخل‌ پرانتز Arabian Gulf نوشته‌ شده‌است‌. دقايقي‌ پيش‌ تلفني‌ اين‌ خبر را به‌ من‌ دادند كه‌ در وبلاگم‌ بنويسم‌. متاسفانه‌ شاهديم‌ كه‌ يكي‌ از مهمترين‌ مراجع‌ جغرافيايي‌ جهان‌ براي‌ اولين‌بار از خليج‌ عربي‌ استفاده‌ كرده‌است‌ و احتمالا هم‌ به‌ مرور آن‌ را جايگزين‌ خليج‌ هميشه‌ فارس‌ خواهند كرد. آيا صداي‌ ما ايرانيان‌ به‌ گوششان‌ خواهد رسيد؟»
    اين‌ وبلاگ‌ در ادامه‌ مطلبش‌ خبر تكميلي‌اش‌ اين‌ است‌ كه‌:«و فاجعه‌يي‌ ديگر اينكه‌ در كنار سه‌ جزيره‌ ايراني‌ تنب‌ بزرگ‌، تنب‌ كوچك‌ و ابوموسي‌ نوشته‌ شده‌ است‌: «اشغال‌ شده‌ توسط‌ ايران‌»! وقاحت‌ تا چه‌ حد …»

    eXTReMe Tracker
    Powered by WordPress Web Design by SRS Solutions © 2003 از امروز Design by SRS Solutions