با عرض معذرت از همه دوستان، مشغله زیاد اجازه نداد سراغ وبلاگ بیایم و وعده چند ساعت به چند روز تبديل شد. تا آنجا گفتم که اولین هلیکوپتر شینوک برای انتقال مسافران بر زمین نشست. برای اولین و شاید هم آخرین بار شینوک سواری را هم تجربه کردم و در حدود ساعت 10 به فرودگاه اصفهان انتقال داده شدیم. بعد از ورود به وارد سالن ترانزیت، مثل جذامی ها با ما برخورد کردند و اجازه خروج از سالن را به ما ندادند وفقط گفتند تا ساعاتی ديگر به تهران پرواز خواهید کرد. چند نفری گفتند که قصد ماندن در اصفهان را دارند و بعضی هم تصمیم گرفته بودند با هواپیما به تهران نروند، ولی باز هم تا حدود یکساعت اجازه خروج از فرودگاه به آنها داده نشد.
در همان دقایق اولیه ورود به سالن ترانزیت با یک بسته صبحانه داخل هواپیما، پذیرایی شایانی از ما شد و شگفت اینکه امکان نوشیدن چای بیش از یکبار وجود داشت! بالاخره در حدود ساعت دوازده ظهر به سمت تهران پرواز کرديم و بعد از ساعت ها تاخیر و گذراندن شبی در بیابان وارد فرودگاه مهر آباد شدیم. در پای پله های هواپيما چند نفری به استقبال ما آمده بودند، خانم شهربانو امانی نماینده مردم اروميه در دو دوره پنجم و ششم مجلس و رد صلاحیت شده مجلس هفتم! و مرحوم شاهچراغی مدیر وقت هواپیمایی که خود حدود یکسال بعد در رشت قربانی یک حادثه هوایی ديگر شد با دستی شکسته و وبال گردن جزو مستقبلین بودند. مرحوم شاهچراغی با همه دست می داد و با روی گشاده حرف میزد، نفر جلویی من که از پله ها پایین می رفت بمحض رسیدن به شاهچراغی گفت: آخه چرا؟ چرا؟ و با غضب نگاهی به وی کرد، و شاهچراغی جز پايين انداختن سر خود کار دیگری نکرد.
وقتی اتوبوس جلوی درب سالن ایستاد و از فاصله چند متری در بین جمعیتی که وارد سالن اول شده بودند، همسرم را با چشمانی متورم و اشک آلود ديدم، تازه به عمق فاجعه پی بردم، شب که تلفن زده بودم شکی نکرده بود ولی صبح در مسیر رفتن به سرکار از رادیو خبر را شنیده بود و اینکه کماکان جستجو برای یافتن مسافران ادامه دارد، با حالی زار به محل کار رسیده و در بخش بعدی اخبار، خبر یافتن هواپیما را شنیده بود و سریعا به فرودگاه رفته بود، جالب و تاسف بار اینکه مسئولين اطلاعات فرودگاه با برخورد بسیار بدی هیچگونه اطلاعاتی به بستگان مسافرین نمیدادند و با گفتن این جمله که ما نمی دانیم یا صبر کنید بالاخره می آیند، وظیفه خود را به انجام می رساندند! همسر من کلیه اطلاعات را از کسانی که از وزارت نفت برای استقبال از معاون وزير آمده بودند کسب می کرد.

در مورداين حادثه در ساعات و روزهای اول همه اطلاعات ما به اين خلاصه می شد که هواپیما علیرغم عیب فنی بنا به دستور مرکز به تهران پرواز کرده و در نهایت با شدت گرفتن عیب آن امکان فرود در مهرآباد میسر نشده و به دلیل هوای مناسب تر اصفهان برای فرود انتخاب شده بود، اما نقص فنی امکان فرود در اصفهان را سلب کرده و خلبان با درایت و شهامت مثال زدنی!! در بیابان هواپیما را به زمین نشاده است!
در حالیکه به فاصله چندروز مشخص شد که واقعیت چيز دیگری بوده و تنها بدليل اشتباه خلبان علی عشقي، این فاجعه رخ داده است. کاپیتان عشقی بارها برای پرواز های بزرگ در آزمون مربوطه مردود شده بود و حتی بارها عدم صلاحیتش از سوی مربیان پروازبرای اینگونه هواپیماها اعلام شده بود اما بالاخره ایشان توانسته بودند بهر طریقی مجوز لازم را کسب کرده و احتمالا این دومین پرواز خلبان با هواپیمای بزرگ بوده است.
بدلیل وجود اشکال در سیستم ناوبری که البته چندان جدی نبوده و عدم تسلط کامل خلبان به هواپیما و شرایط جوی تهران، با صلاحدید برج مراقبت تصمیم گرفته می شود که هواپیما در اصفهان فرود بیاید، ( ناگفته نماند که تمامی پروازها آنشب در تهران فرود آمدند و مشکلی بوجود نیامده بود.) خلبان در مسير فرودگاه اصفهان در تماس با برج مراقبت مقدمات فرود را فراهم کرده و ارتفاع کم میکند، اما کد سیستم ناوبری را تعويض نکرده و با همان کد فرودگاه مهرآباد برای فرود در اصفهان آماده می شود، غافل از اینکه فرودگاه اصفهان حدود سیصد متر بالاتر از مهرآباد بوده و …خلبان بدون اینکه قصد فرود در آن لحظات را داشته باشد با سرعتی بیش از سرعت فرود به سطح زمین رسیده و کمک خلبان پازوکی با دیدن زمین در لحظه ای که نورافکن ها روشن شد، سر هواپیما را به سمت بالا کشيده و از بروز فاجعه ای عظیم جلوگیری کرده بود.
هواپیما با همان سرعت بر کویر حاشیه اصفهان کوبیده شد، بدلیل بارش بیسابقه 48 ساعت گذشته، بستری نرم و چسبنده برای ما مهیا شده بود، زمینی صاف و عاری از هرگونه پستی و بلندی در آن محدوده وگلی چسبناک که شاید بهترین ترمز طبیعی است! پذیرای هواپيمای فوکر 100 بود. بعدها شنیدم که در فاصله چند متری پلی سنگی و قدیمی قرار داشت و در چند صد متر آنطرف تر هم دکل های فشار قوی برق در کمين بودند، همه شرایط به گونه ای بود که آن حادثه، فاجعه ای دیگر در صنعت هوایی ايران نشود، آری خواست خدا چنين بود، سپاسگزارم و همیشه از آن به عنوان تولدی ديگر یاد مي کنم.
ممنون از اينکه در این چند روز همراهم بوديد، اگر دوستانی اطلاعات جامع تری در خصوص این سانحه و مسائل مطرح شده در بازخواست و محاکمه خلبان می دانند، ما را محروم نکنند و در قسمت کامنت توضیح دهند، در کامنت های قبلی دوست خوبم نارنج اطلاعاتی را درج کرد که خواهش می کنم کامل تر بازگو کند. نارنج عزیز ممنون، از سایر دوستان هم برای اطلاعاتشان پیشاپیش تشکر می کنم.

بخش یکم
بخش دوم
بخش سوم