روزنامه اعتماد – مونا قاسميان
سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۷

مردم جنوب اين روزها به جاي اينکه در دريا مشغول صيد و صيادي باشند، کنار ساحل مي نشينند و به دريا نگاه مي کنند. اما رنگ دريا مانند هميشه نيست، رنگ آبي دريا تغيير کرده و سياه شده است؛ تغيير رنگي که از چند ماه پيش شروع شده بود. صيادان ابتدا توجهي به اين موضوع نداشتند. اما به تدريج، ساحل پوشيده از اجساد گونه هاي مختلف ماهي ها شد. بعضي ها نيمه جان بودند و بعضي ها مرده. دريا سياه تر شد و ماهي هاي مرده بيشتري به ساحل آمدند. پنج ماه از آن زمان گذشته است. همچنان ماهي هاي منطقه مي ميرند و دريا در مناطق وسيع تري تغيير رنگ مي دهد. مسوولان و افراد کارشناس همديگر را متهم به کم کاري مي کنند و عده يي از شروع بحران اجتماعي و اقتصادي در منطقه بعد از گذر از بحران زيست محيطي خبر مي دهند؛ بحراني که صيادان منطقه اولين افرادي بودند که به آن دچار شدند. طبق گفته رئيس شوراي شهر جزيره هرمز جريان کم گردش آب در اطراف هرمز و بندرعباس، بندرتياب و کلاهي باعث شده است که ديگر در منطقه ماهي براي صيد باقي نمانده باشد.

بيش از 50 سال است که شهرهاي جنوبي ايران بدون استفاده از تصفيه خانه، فاضلاب شهرهاي خود را به طور مستقيم به دريا مي ريزند. هر سال مسوولان مربوطه براي حل اين گونه بحران ها اقداماتي انجام مي دهند؛ اقداماتي که تاکنون نتيجه يي نداشته است. تنها نتيجه برگزاري جلسات متعدد و صرف بودجه، بالاتر رفتن ميزان فسفات و نيترات در آب هاي جنوب ايران و آماده سازي محيطي کاملاً مناسب براي رشد و زندگي گونه مهاجم کشند قرمز است. علي عبدي پور يکي از مستندسازان حيات وحش است. پس از شروع پديده کشند قرمز او به همراه تيم فيلمبرداري اش به منطقه سفر کرد تا فيلم قاتلان سرخ پوش را به سفارش شبکه يک سيما تهيه کند. ساخت اين فيلم باعث شد او از نزديک عمق اين فاجعه زيست محيطي را ببيند.

-شما چند روز پيش براي تهيه گزارش در جزيره خارک بوديد. کشند قرمز به آب هاي آنجا هم رسيده است؟

خوشبختانه به دليل سرماي زياد آب در جزيره خارک، هنوز آب هاي اين منطقه به کشند قرمز آلوده نشده است. اما وضعيت در مناطق ديگر مانند سابق است و ماهي ها همچنان مي ميرند.

-دماي مناسب براي زندگي کشند قرمز چند درجه است؟

اين گونه در دماي بالاي آب بين 20 تا 30 درجه به راحتي مي تواند به زندگي خود ادامه دهد. حتي تا دماي 15 درجه نيز مي تواند زنده بماند. اين گونه بسيار مقاوم و خطرناک است. اگر به سطح آبي که تا مدتي در محاصره اين گونه مهاجم بوده است، نگاه کنيد آب به قدري زلال شده است که به راحتي سطح زير آن مشخص است. اين مساله نشان مي دهد غناي آب از موجودات ريز و درشت به طور کامل از بين رفته است.

-در طول ساخت فيلم مشکلي با سازمان هاي دولتي مربوطه نداشتيد؟

مسوولان سازمان ها اصلاً تمايلي به همکاري و گفتن حقيقت ندارند، مثل رئيس محيط زيست استان هرمزگان. شما مي توانيد وضعيت محيط زيست در تهران را ببينيد. مردم در چه هوايي زندگي مي کنند و با وجود همه هشدارها هيچ اقدام اساسي براي بهبود اين وضعيت انجام نمي شود. اين وضعيت به مراتب در شهرستان ها بدتر است. پديده کشند قرمز شايد اکنون بحراني زيست محيطي باشد ولي تا چند سال ديگر تبديل به يک بحران اجتماعي و اقتصادي خواهد شد. کم کاري مسوولان در اين باره مشهود است.

پس از شروع پديده کشند قرمز کارشناسان دو فرضيه را براي ورود اين گونه مهاجم به منطقه مطرح کردند؛ يکي توفان گونو و ديگري آب توازن کشتي ها. البته بيشتر کارشناسان با گزينه دوم موافق هستند. هرچند تاکنون اطلاعات قابل قبولي در اين باره ارائه نشده است.

-اين گونه از کشند قرمز چگونه باعث مرگ آبزيان مي شود؟

اين گونه گياهي باعث کاهش اکسيژن و خفگي آبزيان مي شود. اکسيژن آب شش ميلي گرم در ليتر است. اين گونه اکسيژن محلول در آب را کم و باعث خفگي آبزيان مي شود. همچنين اتفاق ديگري که توسط اين گونه در بدن آبزيان مي افتد، سوختگي داخلي در اثر بالا رفتن ميزان راديکال اکسيژن يا همان O به جاي اکسيژن O2 است. راديکال اکسيژن باعث مي شود ميزان اکسيژن منفي به شدت در آب بالا رود و باعث سوختگي بخش هايي از داخل بدن ماهي ها شود. به همين دليل است که اين گونه در تمامي اوقات شبانه روز باعث مرگ ماهيان مي شود. اين جلبک ها در مواقعي که ته نشين مي شوند، باعث ايجاد رسوب در مجاري تنفسي آبزياني مانند ستاره دريايي، خرچنگ و ميگو و در نهايت مرگ آنها مي شوند.

پديده کشند قرمز بيشتر در اثر تجمع بيش از حد جلبک هاي تک سـلولي در آب هاي مناطق گرمسيري و گاه نيمه گرمسيري به وجود مي آيد. در غلظت بـالا رنگ اين جلبـک ها قرمـز مي شود، البته ممکن است به رنگ هاي زرد، سبز يا قهوه يي تغيير کند يا اصلاً تغيير رنگي در آب رخ ندهد. گاهي اوقات با توجه به شرايط مناسب محيطي کشند قرمز مسافت زيادي از سـطح دريـا را دربـرمي گيـرد. اين جلبک ها توليد سـم مي کننـد و نرم تناني مانند اويسترها، صدف ها و ساير موجودات فيلتر فيدر از آنها تغذيـه مي کننـد. از ايـن طريـق سـم وارد بـدن آنهـا و سپس ماهياني که از آنها تغذيه مي کنند، مي شود و در ادامه مسير زنجيره غذايي وارد بدن انسان مي شود. هرچند تمـام گونـه هاي کشند قرمز سمي نيستند و گونه يي که هم اکنون در آب هاي جنوب ايران زندگي مي کند، فقط با کم کردن اکسيژن آب باعث خفگي آبزيان مي شود.

محيط زيست اولين قرباني رشد توسعه ناپايدار و افزايش جمعيت در ايران است. با وجودي که حفاظت از محيط زيست بر عهده سازمان حفاظت محيط زيست است اما اين سازمان به تنهايي نمي تواند از طبيعت کشور در برابر وزارتخانه هايي مانند نفت و نيرو حفاظت کند. شايد عده يي معتقد باشند اين بار هيچ سازماني مقصر نيست اما دليل اصلي ماندگاري و رشد بلوم جلبکي در منطقه شرايط مساعد براي زندگي بوده است؛ شرايطي که طي سال ها با ورود فاضلاب هاي گوناگون صنعتي و انساني به خليج فارس باعث آلوده شدن آب هاي منطقه شده بود.

سازمان حفاظت محيط زيست يکي از سازمان هايي است که مسوول حفظ و نگهداري محيط زيست دريايي نيز است؛ سازماني که بسياري از کارشناسان از جمله مسوولان مرکز ملي اقيانوس شناسي معتقدند تاکنون در اين باره کم کاري کرده است. اما اميد صديقي مديرکل دفتر اکوبيولوژي سازمان حفاظت محيط زيست نظر ديگري دارد.

-از طرف برخي کارشناسان اين انتقاد به سازمان وارد است که پس از پنج ماه هنوز اقدام مناسبي براي مقابله با اين بحران انجام نداده است.

براي مقابله با اين بحران عکس العمل سريعي وجود ندارد و بايد در بلندمدت به دنبال راه حل علمي و اساسي بود. البته بعضي راهکار هاي ميان مدت و کوتاه مدت مانند استفاده از ذرات رس وجود دارد که به همان شکل کوتاه مدت مشکل را حل مي کند و راه حل اساسي نيست. بعضي از آقايان در اين ميان به فکر گرفتن ماهي از آب گل آلود هستند.

-منظورتان از بلندمدت چند سال است؟ يکي از دلايل رشد اين بلوم شرايط مناسب محيطي است که دولت ها با اهميت ندادن به محيط زيست و ريختن فاضلاب هاي شهري و صنعتي به دريا براي اين گونه مهاجم فراهم کرده اند. بيش از 50 سال است که شهرهاي جنوبي ايران از تصفيه خانه استفاده نمي کنند در حالي که همه صنايع موظف به ساخت تصفيه خانه هستند.

در سال هاي اخير (20 سال اخير) در اين خصوص واقعاً کم کاري شده است. ما نتيجه تخريب شتابناکي را که سال هاي مداوم در محيط زيست انجام مي دهيم، آرام آرام خواهيم ديد. اين وضعيت در محيط زيست دريايي به مراتب بدتر از محيط زيست خشکي است. در دريا همه اتفاقات زير آب رخ مي دهد و هيچ چيز در ابتدا ديده نمي شود. بعد از 20 سال تخريب و فشار، طبيعت شروع به واکنش نشان دادن مي کند. ما نمي توانيم در مدت يک سال با تخريب هاي 20 ساله مقابله کنيم. در اين گونه بحران ها بايد استوار و ثابت قدم جلو رفت. همان طور که گفتيد بيش از 50 سال است که فاضلاب هاي ما در نواحي ساحلي بدون تصفيه به دريا ريخته مي شوند. در کنار آن کودهاي شيميايي استفاده شده در حوضه هاي آبريز در نهايت به خليج فارس سرازير مي شوند. همه اينها باعث مي شود تراکم فسفات و نيترات به حدي در منطقه زياد شود که به راحتي و با مهيا شدن ساير عوامل ايجاد بلوم کند. تشکيل بلوم جلبکي و ديگر مشکلات زيست محيطي نتيجه سال ها غفلت ما در بخش هاي مختلف است. راه نجاتي در کوتاه مدت براي آن وجود ندارد. در مورد ساخت و تکميل فوري تصفيه خانه در استان هاي ساحلي جنوبي بيش از يک سال تلاش کرديم تا در کميسيون زيربنايي دولت اين طرح تصويب شد و همچنان پيگير موضوع از طريق همکاران در وزارت نيرو و ديگر بخش ها هستيم؛ طرحي که شايد بايد 20 سال پيش به تصويب مي رسيد و اجرا مي شد.

-اما هنوز اين تصفيه خانه ها احداث نشده اند، مانند تصفيه خانه بندرعباس.

درست است. فکر مي کنم هنوز اين طرح ابلاغ نشده است. طرح تصفيه خانه بندرعباس چند سالي است شروع شده (احتمالاً پنج سال) اما طبق اظهارات همکاران استانداري حدوداً 15 درصد پيشرفت فيزيکي داشته است.

-خب در چنين مواقعي همه سازمان ها مشکل را کمبود بودجه مي دانند. به نظر شما دليل واقعي اين کم کاري ها کمبود بودجه است يا مساله ديگري؟

به غير از کمبود بودجه، مديريت نادرست مشکل اساسي ما است. ما هنوز در کشور در حال اجراي پروژه هايي هستيم که 20 سال پيش شروع کرديم؛ پروژه هايي که ديگر تکنولوژي آن قديمي شده است. از طرف ديگر بوروکراسي اداري موجود باعث کندي کار مي شود. اما وقتي در يک بحران قرار مي گيريم، همه منتظر نتيجه سريع هستند.

-جز نمونه برداري مهم ترين اقدام سازمان در مدت اين پنج ماه چه بوده است؟

مهم ترين کار سازمان حفاظت محيط زيست همکاري با تمام دستگاه ها در اين رابطه بوده است که در واقع با کمک آنها با اين پديده مقابله کنيم. ما براي جلوگيري و مقابله با اين بحران کميته ملي مقابله با شکوفايي پلانکتوني را تشکيل داده ايم و در چهار استان جنوبي کشور تمام وضعيت ها را مرور کرديم.

-طبق آخرين آمار اعلام شده تاکنون بين 6 تا 10 تن ماهي در سواحل ايران توسط کشند قرمز از بين رفته اند. اما اين رقم در سواحل امارات در دو ماه به 400 تا 600 تن رسيد. با توجه به مساحت ساحلي ايران و امارات اين رقم به نظر غيرواقعي مي رسد؟

وضعيت در امارات خيلي بدتر از ايران بود. زماني که شرايط کمي بهتر شده بود، رنگ آب کاملاً سياه بود. درست است که مساحت سواحل ايران بيشتر است اما تراکم در اين منطقه در بسياري از مواقع کمتر بوده است.

-در جلساتي که با سازمان شيلات داشتيد، آيا آمار دقيق مرگ و مير آبزيان در سواحل ايران اعلام شد؟

تاکنون آمار دقيقي به ما داده نشده است. البته آقاي دکتر نبوي جلسه يي با رئيس موسسه تحقيقات شيلات داشتند که قرار است آمار تلفات به سازمان داده شود. طبق اظهارات همکاران تحقيقات شيلات 10 روزي است تلفات ماهي گزارش نشده است.

-حتي کشورهاي منطقه هم آمار دقيقي به شما ندادند. دليل آن چيست؟

شايد به دليل اينکه از نظر تجارت و سلامت مردم و بروز نگراني ناگهاني براي مردم باعث مي شود دولت ها تاکنون آمار دقيقي نداده اند.

تعدادي از کارشناسان تنها راه مقابله با اين پديده را استفاده از خاک رس در دريا عنوان کردند. دولت کره براي مقابله با اين پديده تنها از اين روش استفاده کرد و توانست جلوي پيشرفت آن را بگيرد. هر چند بعضي از کارشناسان معتقدند استفاده از خاک در مناطق مرجاني باعث بالا رفتن کدورت آب مي شود، اما صديقي فايده اين راهکار را بيشتر از ضررهايش مي داند و معتقد است با توجه به نتايج علمي مطالعات ساير کشورها از جمله کره و امريکا اثرات منفي آن بسيار کم است و اين عمليات را مي توان آزمايشي در مناطق دور از مناطق مرجاني اجرا کرد.

-آيا ايران در حال حاضر مي تواند از اين تکنولوژي براي مقابله با کشند قرمز استفاده کند؟

اين يک تکنولوژي خاص و پيشرفته نيست. البته بايد از کساني که قبلاً اين کار را در آب هاي کره انجام داده اند، مشاوره بگيريم. ابتدا در يک منطقه کوچک به صورت پايلوت امتحان کنيم و پس از ديدن نتيجه تصميمات لازم را بگيريم.

-با توجه به ايرادهايي که از نحوه کار شما مي گيرند، از نتيجه کارتان تاکنون راضي هستيد؟

من نمي گويم ما ايده آل کار مي کنيم. با 35 نفر پرسنل و هزار و يک مشکل نمي توانيم همه کارها را به نحو عالي انجام دهيم ولي معتقدم با همکاري جوامع محلي، بخش هاي غيردولتي و دستگاه هاي دولتي ذيربط مي توانيم نتايج بهتري کسب کنيم. همه دنيا در حال حاضر با مشکل آب توازن کشتي ها روبه رو هستند و هنوز نتوانستند راه حلي براي اين مشکل پيدا کنند. هيچ کدام از اين راه حل ها تاکنون صد درصد جواب نداده است. حرکت کشتي ها را که نمي توانيم متوقف کنيم. حالا اين گونه به آب هاي جنوب آمده و به خوبي هم گسترده شده. اين يک بحث چندبعدي است و نمي توان به آن مقطعي نگاه کرد.

شروع به وجود آمدن بحران کشند قرمز در آب هاي جنوب ايران و ناتواني کشورهاي منطقه در حل آن باعث شد دوباره به ياد بياوريم تا چه اندازه در برابر تخريب طبيعت و بازسازي دوباره آن ناتوان هستيم؛ تخريبي که در بسياري از مواقع براي آن راه نجاتي وجود ندارد. مرگ گسترده آبزيان در خليج فارس همچنان ادامه دارد. سال گذشته بيش از 100 دلفين مردند و امسال بيش از ده ها تن از گونه هاي مختلف آبزيان اما هنوز هيچ کدام از کشورهاي حوزه خليج فارس و درياي عمان فکر و اقدام جدي درباره حفظ اين منبع حياتي نکرده اند. همچنان بخشنامه تصويب مي شود ولي در عمل فاضلاب هاي شهري، صنعتي و نفتي بدون تصفيه شدن به دريا ريخته مي شوند تا چند سال ديگر شاهد مرگ آب هاي خليج فارس و درياي عمان باشيم؛ اتفاقي که دور از انتظار نيست.
50نهنگ در سواحل استراليا به گل نشستند
مقامات امداد و نجات ساحلي در امور جانداران دريايي در استراليا اعلام کردند از 50 نهنگ به گل نشسته در سواحل اين کشور، پنج نهنگ مردند. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، مقامات ساحلي استراليا به رسانه هاي دولتي اين کشور گفتند؛ 50 نهنگ در سواحل اين کشور و در شن هاي سواحل «سيدني» در استراليا به دام افتاده و پنج قطعه از اين نهنگ ها به دليل نرسيدن آب و غذاي مناسب، جان خود را از دست دادند. اين در حالي است که اين حادثه در 150 متري جزيره «پرکينز» و در شمال غرب «تاسماني» روي داده است. «وارويک برنان»- سخنگوي گروه هاي امداد و نجات ساحلي استراليا در امور جانداران دريايي- به رسانه هاي دولتي اين کشور گفت؛ متاسفانه سه تا پنج قطعه از اين نهنگ ها مرده اند و ما در تلاشيم نهنگ هاي باقي مانده را از خطر مرگ برهانيم و به دريا بازگردانيم. وي در ادامه گفت؛ به دليل نامناسب بودن وضعيت جوي و آب و هوايي و وزش بادهاي شديد، امکان نجات و انتقال اين نهنگ ها به داخل دريا وجود ندارد. از طرف ديگر دو بچه نهنگ نيز در ميان سه نهنگ بزرگ به دام افتاده وجود دارد و ماموران نجات ساحلي قادر نيستند اين دو بچه نهنگ را بيرون بياورند و به دريا بازگردانند. تنها کاري که از دست ما برمي آيد، اين است که بدن اين نهنگ ها را مرطوب نگه داشته و از خشک شدن بدن آنها جلوگيري کنيم. همچنين در ميان اين نهنگ ها بيشتر نهنگ هاي نر ديده مي شوند و بايد سريع تر آنها را به دريا بازگردانيم. «وارويک برنان» در ادامه افزود؛ ما تمام تلاش خود را به کار بسته ايم تا نهنگ هاي مرده را از نهنگ هاي زنده جدا کرده و راه را براي زنده ماندن نهنگ هاي ديگر باز کنيم. بر ا ساس آمارها و گزارش هاي موجود، تاسماني و جزاير جنوبي استراليا، سالانه شاهد به گل نشستن بيش از صد نهنگ در سواحل شان هستند و 80 درصد نهنگ هاي آب هاي اين کشور به دليل اين پديده مي ميرند.
تجارت بي رويه خز و نابودي حيوانات خزدار
خز و تجارت اين نوع از پارچه در چين، به ويژه در شمال شرق اين کشور باعث شده نسل بسياري از حيوانات داراي خز در اين کشور با انقراض مواجه شود. به گزارش ايسنا به نقل از رويترز، چين يکي از کشورهاي توزيع کننده و صادرکننده وسيع در پارچه هاي خز و حيوانات داراي خز در جهان به شمار مي رود به طوري که مزارع پرورش حيواناتي نظير راسو، سمور و روباه در اين کشور مانند قارچ سبز شده و از زمين روييده است. اين در حالي است که رشد و توسعه اين گونه از مزارع و کارخانجات توليد پارچه هاي خز، در مناطق سرد اين کشور به ويژه در شمال و شمال شرق چين بسيار رونق دارد و به عنوان شغلي پردرآمد براي مردم اين مناطق به شمار مي رود. به همين دليل گروهي از محققان و دانشمندان علوم جانوري طي بررسي که روي جمعيت حيوانات داراي خز انجام دادند، به اين نتيجه دست يافتند که اين حيوانات دچار کاهش نسل شده و اگر اين روند در پرورش و تجارت بي رويه اين حيوانات ادامه يابد، طولي نخواهد کشيد که نسل اين حيوانات از ميان رفته و منقرض مي شود.

براي اين منظور، محققان به اين نتيجه دست يافتند که بهتر است در پي روشي جايگزين باشند تا جاي خز طبيعي را گرفته و به همان مرغوبيت خز طبيعي باشد تا حيواناتي نظير راسو، سمور و روباه به خاطر پوست شان کشته نشوند. «بايي يويان» يکي از محققان و پژوهشگران اين گروه تحقيقاتي در اين باره گفت؛ برخي از گونه هاي حيواني موجود در طبيعت مانند روباه قرمز، روباه هاي قطب شمال و راکون ها را مي توان در اين مزارع پرورش خز ديد، اما اينها گونه هايي از حيواناتي هستند که به شدت نسل شان در معرض خطر انقراض قرار دارد و به همين دليل بايد تمام تلاش خود را به کار ببنديم تا مانع از انقراض آنها شويم. وي افزود؛ اگر محققان علوم جانوري نمي توانند به دولت چين اين مطلب را توجيه کنند که نسل اين جانداران در حال انقراض است، به اين دليل است که دولت نمي تواند توليد کنندگان خز و پرورش دهندگان خزهاي طبيعي را به خود جذب کند تا روشي را جايگزين خزهاي طبيعي کند.

«بايي يويان» گفت؛ اکثر خريداران خزهاي توليدي چين، از روسيه هستند چرا که مردم روسيه به علت مرغوب بودن و اصل بودن اين خزها، از آنها به خوبي استقبال مي کنند. اين در حالي است که براساس آمارهاي موجود، صنعت توليد خز و پرورش حيوانات خز دار در چين سالانه 10 درصد افزايش پيدا مي کند و اين ميزان از سال 2004 ميلادي تاکنون دو برابر شده است. همچنين براساس آمارهاي موجود مشخص شد به علت نبودن حفاظت و نظارت دقيق سازمان هاي دفاع از حقوق حيوانات، صنايع توليد خز به راحتي از اين حيوانات سوء استفاده کرده و توجهي به هشدار هاي انجمن هاي حفاظت از حيات وحش نمي کنند.